درد تنهاایی
-
تاریخ: 1390/11/10 ساعت: 12:28
کاش قلبم درد تنهايي نداشت سينه ام هرگز پريشاني نداشت کاش برگهاي آخر تقويم عشق حرفي از يک روز باراني نداشت کاش مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمود و قرباني نداشت
جاده خیس
-
تاریخ: 1390/11/8 ساعت: 12:02
جاده هنوز خیس است و من همچنان می روم به خیال رد پای اشکهایت ولی تردید مرا زجر می دهد نمی دانم این خیسی اشکهای توست یا خیسی شرم این جاده از شکست دوباره من؟؟؟
من به تنهایی باغ می اندیشم
-
تاریخ: 1390/11/8 ساعت: 11:52
من به تنهایی باغبعد یک خواب زمستانی میاندیشمو به گلهای فروخفته به دامان سکوتمن به یک کوچۀ گیجگیج از عطر اقاقیها میاندیشم
نگران تنهایی من نباش
-
تاریخ: 1390/11/8 ساعت: 11:49
مهربانمدیگر نگران تنهایی من نباش این روزهادل خوش به محبت غریبه ای هستمو فانوسی که گهگاه تو برایم روشن می کنی بیاندیش به بادبادک های بر باد رفتهو کوکانی که پشت چراغ های قرمزبه جای بادبادک معصومیتشان را به باد می دهند
تنهایی ...
-
تاریخ: 1390/11/8 ساعت: 11:49
انون تو تنهایی من است و تنهایی من قانون عشقعشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت سادگیست.چه قانون عجیبی! چه ارمغان نجیبی و چه سرنوشت تلخ و غریبی!که هر بار ستاره های زندگیت را با دستهای خود راهی آسمان پر ستاره کنی و خود در تنهایی و سکوت با چشمهای خیس از غرور پیوند ستاره ها را به نظاره نشینیو خاموش و بی ص...